مهد تمدن

استقلال آزادی جمهوری ایرانی

جایگاه موسیقی در ایران باستان

 

نخستين سروده جهان متعلق به ايرانيان است . گاتهاي زرتشت كه سروده هاي پند آموز زرتشت است به عنوان نخستين اشعار جهاني برگزيده شده است . و این خود افتخاری برای تمام ایرانیان است چه اینکه شعر و موسیقی یکی از ابزارهای اعتلا و ترویج فرهنگ است و نشان از غناو بالندگی یک فرهنگ است .

در ايران پيش از اسلام موسيقي نقشي بسيار مهم در زندگي مردم ايران داشت به طوريكه در نبرد "ايسوس" و شكست شاهنشاه داريوش سوم هخامنشي و آتش كشيده شدن ايران به دست اسكندر 320 نوازنده و موسيقيدان زن ايراني اسير وي شد .

و همچنین در زمان شاهنشاهي بهرام گور که اقدام به  آوردن دهها موسيقيدان و نوازنده از هند به ايران و پخش كردن آن افراد در شهرهاي ايران براي شاد كردن مردمان ايرا ن کرد. يا موسيقيدان مشهور شاهنشاه خسروپرويز باربد - نكيسا و بامشاد . همه اين اصول به ريشه دين( زرتشت) باز ميگشت كه فرمان به شاد بودن مردمان داده بود .

در كارنامه شاهنشاه اردشير بابكان نیز در 1800 سال پيش اسامي سازهاي ايراني رايج در بين مردمان ايران به اين ترتيب آمده است :

عود معمولي ( تار)  رود هندي – بربط –چنگ – تبيره ( طنبور) سه تار عود سه تار – زنگ – ناي – قره ني – سنتور – نقاره – طبل – تنبك –سنج – چنگ بادي – شينك .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 3:56  توسط وطن پرست  | 

من اومدم و ...

 

ای وطن ای ریشۀ من

دلم از تنهایی تو حتی یک نفس جدا نیست

گله سر کن که می دونم گله هات یکی دو تا نیست

ای وطن ای ریشۀ من ! عشق من اندیشۀ من !

گور من گهوارۀ من ! قلب پاره پارۀ من !

بگو از اونا که رفتند ، تو رو بی صدا شکستند

بگو از اونا که موندند ، دلتو اینجا شکستند

با همه عذاب دیروز دل به فردای تو بستند

توی این روزای خوب هم می بینی که با تو هستند

اما من نه اهل سودام ، نه به فکر ترک اینجام

اهل تو از ریشه تو ، خاک تو خون تو رگهام

ای وطن ای ریشۀ من ! عشق من اندیشۀ من !

گور من گهوارۀ من ! قلب پاره پارۀ من !

دلم از تنهایی تو حتی یک نفس جدا نیست

گله سر کن که می دونم گله هات یکی دو تا نیست

 

 

توسط بهرام

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 0:15  توسط وطن پرست  | 

...

 

خوش آن روزگار همايون ما

خوش آن بخت پيروز و ميمون ما

کجا رفت هوشنگ و کو زرتشت؟

کجا رفت جمشيد فرخ سرشت؟

کجا رفت آن کاوياني درفش؟

کجا رفت آن تيغهاي بنفش؟

کجا رفت آن کاوه نامدار؟

کجا شد فريدون والا تبار؟

کجا شد هخامني کجا شد مدي؟

کجا رفت آن فره ايزدي؟

کجا رفت آن کورش دادگر؟

کجا رفت کمبوجي نامور؟

کجا رفت آن داريوش دلير؟

کجا رفت داراي بن اردشير؟

دليران ايران کجا رفته اند؟

که آرايش ملک بنهفته اند

بزرگان که در زير خاک اندراند

بيايند و بر خاک ما بگذرند

بپرسند از ايندر که ايران کجاست؟

همان مرز و بوم دليران کجاست؟

بينند که اينجاي مانده تهي

ز اورنگ و ديهيم شاهنشاهي

                                                                                                شادروان ملک الشعرا بهار 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:15  توسط وطن پرست  | 

من ایرانیم

 

 

من ایرانیم 

 
من در این آشفتگی بی یاورم                       من به دنبال سر اسکندرم 


من همان نوباوه ایران زمین                         از تبار  کورش نام آورم


در غم زمزمه های رفتنم                            بی خیال ضجه های مردنم


وارثی از وارثان سورنا                                 در تکاپوی نجات میهنم


خاک من فریاد شاهانت چه شد                     سلسله داران ایرانت چه شد


مرگ تو مرگ نژاد آریاست                  داریوش و کورش رادت چه شد


با اجرای ماندگار از حجت لطیفی و علی شفیعی

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 14:52  توسط وطن پرست  | 

من فرزند ایرانم

 

من آریایی ام
خدای من اهورامزدا خدای ایران است.


پیامبر من کورش بزرگ است.


امامان من داریوش بزرگ، خشایار شاه،مازیار، انوشیروان دادگستر و یزدگرد.


قهرمان من کاوه آهنگر است.


روحانیون من فردوسی، فارابی، مولوی، حافظ، سعدی، پور سینا و بیرونی هستند


کتاب مقدس من شاهنامه است .


عید من نوروز جمشیدی و مهرگان باستانی است .


دین و ایمان من خرد من است .


اصول و فروع دین من منشور حقوق بشر کورش بزرگ است.


کربلای من نهاوند (قادسیه) است.


شهدای من آریو برزن. یوتاب . سیاوش، رستم فرخزاد، بابک خرمدین و سربدارانند .


و پرچم من درفش کاویانی است.

 

دشمنان من کسانی هستند که درفش کاویانی را غارت کردند .شاهکار بشریت

فرش بهارستان را تکه تکه کردن و ناموس وهم وطن مرا به بردگی گرفتن

 و به اسم اسلام و یکتا پرستی کشورم را ویران ساختند

 

درود بر فرزندان آریایی

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 14:51  توسط وطن پرست  | 

نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب

 

نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس

 

 اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد

از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین

به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی... زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم... شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است... ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است.... آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید. اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.

الله اکبر

محل امضای عمر

خلیفه المسلمین

عمربن الخطاب 

 

پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب

از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.

به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی

به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!

شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!

مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.

زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ' پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ' را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!

مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟

تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.

خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید

شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟

آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟

شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟

افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند .. پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این 'جانوران قسی القلب ' را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.

آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.

من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ' خیلی مهیب ' و رفتارت ' بسیار وحشیانه ' می باشد.

محل امضای یزدگرد سوم

شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 11:43  توسط وطن پرست  | 

وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی

 

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.

 

 

 

جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود
.
هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند
.اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد  . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد
.
هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده
.
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .


 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 13:23  توسط وطن پرست  | 

واای دیر شد ببخشید 7 آبان روز جهانی کوروش کبیر

و نخستين فرمان (منشور) آزادي جهان از او:

كوروش، منم شهريار روشنايي
 
براي من كه برادر بينايان و اندوه خوار خستگانم
زنان به جاليز و آموزگاران به ‌آموزشگاه و سواران به دشت و بیابان يكي ست
 همه خان و مان من اند.
من كوروشم و تنها رهایی جهان به آرامشم باز خواهد آورد
 
من پسر پادشاه انسان و پرچم دار مردمانم
دليري و دانايي
دارایی هميشگي مردم من است
و من با همدلي مردمانم بود
كه كاريزها و رودها را روان كرده ام
و بندها ساخته و شهرها برپا كرده ام
و من براي شما  بوي خوش و خواب آرام و زندگي زيبا
...
براي شما، مردمان بزرگ آرزو ميكنم.
 
من كوروشم
پسر ماندانا و كمبوجيه كه با شما سخن ميگويم
سرانجام شادماني از آن شماست
و او كه شادماني مردم من را نمي خواهد از ما نيست
 او برده بي مزد اهريمن است
 
زنان ميهن من بزرگوار و برازنده اند
خان و مان مردم من
شادمان و سترگ است
پدران ما دانا و فرزندان ما دليرند
بدين ‌نشان هرگز شكست نخواهيم خورد
بدين ‌نشان هرگز فريفته نخواهيم شد

من كوروشم شاه شاهان شما
و من اين سنگ نبشته را به نوترين ‌دبير‌ه (خط) خداوند نوشته ام
نوشته ام تا داد بر نژاد آدمي فرمان براند
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 4:7  توسط وطن پرست  | 

کوروش کبیر

 

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و


مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای


بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 23:4  توسط وطن پرست  | 

ایران من

 

نخستین منشور جهانی حقوق ( کوروش بزرگ )

 

 

معبد جهانی 3200 ساله زیگورات چغازنبیل در استان کهن و آریایی خوزستان

 

 

فرتوری از منطقه جهانی پارسه ( تخت جمشید - پرسپولیس ) اثر داریوش بزرگ هخامنشی

 

سنگ نگاره اهدای تاج شهریاری شاهنشاهان ساسانی در نقش رستم استان پارس

 

سنگ نگاره به خاک افتادن والرین امپراتور روم در برابر شاهنشاه ایران ساسانی ( نقش رستم )

نخستین تصفیه خانه آب دنیا در شوش / خوزستان / ایران

نماد هزاران ساله مهر یا آئین مترائیزم ایران که روزگاری بر اروپا تسلط یافت

نماد سمبلیک از پارسه

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 7:55  توسط وطن پرست  |